تک پارتی از سونو

تک پارتی از سونو

روی مبل دراز کشیده بودی و با گوشی‌ات بازی می‌کردی که صدای سونو از پشت سرت بلند شد.
سونو: هییی! 😐
تو: چیه؟ 😑
سونو: من حوصله‌م سر رفته.
تو: خب به من چه؟ 😂
سونو با قیافه‌ای کاملاً مظلومانه کنارت نشست و سرش را روی شانه‌ات گذاشت.
سونو: یعنی حتی یک ذره هم برات مهم نیست که من دارم از بی‌حوصلگی می‌میرم؟ 🥹
تو: نه، اتفاقاً اگه پنج دقیقه ساکت باشی، جشن می‌گیرم! 🤣
سونو فوراً سرش را بلند کرد.
سونو: وااای! چه آدم بی‌رحمی! من چرا اصلاً باهات دوست شدم؟
تو: چون عاشق شخصیت فوق‌العاده و جذاب منی! 😌✨
سونو چند ثانیه بهت خیره شد و بعد زد زیر خنده.
سونو: تو؟ جذاب؟! 😂😂
بالش کوچکی را برداشتی و محکم به صورتش زدی.
تو: خفه شووو! 😭
سونو: آهااا! جنگ می‌خوای؟ پس جنگه!
و این‌طوری بود که جنگ بالش‌ها رسماً شروع شد! 😂💥
چند دقیقه بعد، هر دوتون نفس‌نفس‌زنان روی زمین افتاده بودین. موهای سونو نامرتب شده بود و تو هم از شدت خنده نمی‌تونستی درست حرف بزنی.
سونو به سقف خیره شد و گفت:
سونو: فکر کنم دنده‌هام شکست.
تو: از جنگ بالش؟ 🤨
سونو: نه، از خندیدن به قیافه‌ات! 🤣
تو: یا خداااا! بلند شو ببینم!
بالش دیگری برداشتی، اما سونو سریع دستت را گرفت و خندید.
سونو: تسلیم! تسلیم! صلح می‌کنیم! 😭🙌
تو: به یه شرط.
سونو: چی؟
تو: باید برام خوراکی بیاری. 😌
سونو چند لحظه ساکت ماند.
سونو: ...می‌دونی چیه؟ بیا دوباره بجنگیم.
و دوباره هر دو زدین زیر خنده. 😂💗

اینم از تک پارتی از سونومون

#enhypen
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی✨شب بود و بارون شدیدی می‌بارید.ات و جونگ‌کوک روی مب...

ادامه ی پارت ۱۹۵

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

تک پارتی از جونگون «جونگــــون! گوشیمو بده ببینم!» 😤📱جونگون ...

😂 پارت چهاردهم | «رئیس مافیا علیه بالش‌ها»ساعت ۱۰ صبح.عمارت ...

تک پارتی نیکیجرم غیرقابل‌بخشش!نیکی روی مبل نشسته بود و با هی...

سناریووووو

تک پارتی✨قهر الکی... صبح بود.کوک تازه از خواب بیدار شده بود ...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁰﴿ویو راوی﴾صبح روز بعد...نور خورشید از ...

dark life = 31

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط