✍🏼دختر،
✍🏼دختر،
چشمهایش،
باز میشود با نورِ صبح.
لبخندی،
بر لبانش مینشیند،
مانند طلوعِ خورشید.
موهایش،
درهم و آشفته،
اما زیبا،
در نورِ طلاییِ صبح.
صدایش،
مانند آوازِ پرندگان،
ملایم و دلنشین.
او،
با صبح،
دوباره متولد میشود،
و امید،
در قلبش جوانه میزند.
دختر و صبح،
دو رفیقِ همنفس،
در آغازِ یک روزِ نو.
#نوشته_های_یک_زن
چشمهایش،
باز میشود با نورِ صبح.
لبخندی،
بر لبانش مینشیند،
مانند طلوعِ خورشید.
موهایش،
درهم و آشفته،
اما زیبا،
در نورِ طلاییِ صبح.
صدایش،
مانند آوازِ پرندگان،
ملایم و دلنشین.
او،
با صبح،
دوباره متولد میشود،
و امید،
در قلبش جوانه میزند.
دختر و صبح،
دو رفیقِ همنفس،
در آغازِ یک روزِ نو.
#نوشته_های_یک_زن
- ۱۴۴
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط