✍🏼دختر،

✍🏼دختر،
چشم‌هایش،
باز می‌شود با نورِ صبح.

لبخندی،
بر لبانش می‌نشیند،
مانند طلوعِ خورشید.

موهایش،
درهم و آشفته،
اما زیبا،
در نورِ طلاییِ صبح.

صدایش،
مانند آوازِ پرندگان،
ملایم و دلنشین.

او،
با صبح،
دوباره متولد می‌شود،
و امید،
در قلبش جوانه می‌زند.

دختر و صبح،
دو رفیقِ هم‌نفس،
در آغازِ یک روزِ نو.

#نوشته_های_یک_زن
دیدگاه ها (۰)

✍🏼دخترک،نشسته در آوارِ یک وعده‌ی دروغ،نگاهش،پر از خاکسترِ خی...

مهمانی بیصدا

#قطعه‌ای.که.مارو.به.هم.وصل.می.کنه#پارت1---------------------...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط