خدایا ...
خدایا ...
خدایا:مرا راهی ده که فقط به در خانه ی تو توانم آمد .
دستی ، که فقط در خانه تو توانم کوفت .
خدایا:من را چشمی ده که فقط گریان تو باشد وسینه ای
که فقط سوزان تو .
خدایا...
به من نگاهی ده که جز رو ی تو نتوانم دید .
وگوشی که جز صدای تو نتواند شنید
خودت را معشوقترین من قرار ده . مرا عاشقترین خویش .
خدایا...
چشم جویبار عشق مرا به تماشای دریایت روشنی ده ،
مبادا دل من اسیر کوی دیگری شود و پیشانی محبت من بر
خاک دیگری بساید .
خدایا: مرغ دلم که در دام توست، مبادا که یاد آشیان دیگری کند
خدایا:مرا راهی ده که فقط به در خانه ی تو توانم آمد .
دستی ، که فقط در خانه تو توانم کوفت .
خدایا:من را چشمی ده که فقط گریان تو باشد وسینه ای
که فقط سوزان تو .
خدایا...
به من نگاهی ده که جز رو ی تو نتوانم دید .
وگوشی که جز صدای تو نتواند شنید
خودت را معشوقترین من قرار ده . مرا عاشقترین خویش .
خدایا...
چشم جویبار عشق مرا به تماشای دریایت روشنی ده ،
مبادا دل من اسیر کوی دیگری شود و پیشانی محبت من بر
خاک دیگری بساید .
خدایا: مرغ دلم که در دام توست، مبادا که یاد آشیان دیگری کند
- ۷۵۴
- ۳۰ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط