عدالت

" عدالت "
پارت سوم 🦋

ویو یونگی و دایون

_ دایونا
_ جانم؟
_ میشه ازت بخوام دیگه کسی رو اذیت نکنی؟
_ یونگیا...
من قسم خوردم نزارم مردم آسیب ببینن. وقتی میبینم اونا بخاطره همچین حرومزاده هایی دارن آزار میبینن نمیتونم نسبت بهشون بی تفاوت باشم... یکی باید اونا رو از روی زمین محو کنه...
_ دایون...
_ یونگی من به مجازات کردن افرادی که هیچوقت قانون مجازاتشون نمیکنه ادامه میدم اما... تو کمکم میکنی یا سد راهم میشی؟
وقتی یونگی با خودش فکر میکرد ، متوجه فسا.د بی حد و اندازه تو کلانتری ها و دادگستری ها شد.
دایون راست میگفت... یکی این وسط باید " عدالت " رو اجرا میکرد.
_ کمکت میکنم « با همه ی توانم »

♡ تـــمـــام ♡
اینم پارت اخر فیک عدالت تقدیم به شما 😘
دیدگاه ها (۰)

سانشاینم امید زندگیم تولدت مبارک امیدوارم همیشه خنده رو لبت ...

" عدالت "پارت دوم 🦋« مین یونگی » با بغض گفتم: _ یونگیا... خو...

مافیای عاشق من💜

" عدالت " پارت اول 🦋دستبند فلزی حرکت دست هام رو محدود کرده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط