یه روز یه بنده خدایی مرغدارای باز میکنه روز اول سره یه م

یه روز یه بنده خدایی مرغدارای باز میکنه روز اول سره یه مرغ رو میبره و به بقیه مرغا میگه :اگه کسی تا فردا ۳تا تخم نذاره این بلا سرش میاد. فردا میاد میبینه همه ۳تا تخم گذاشتن اما یکی ۲تا گذاشته/میگه :میخوایی سرتو ببرم؟ میگه :آقا بخدا من خروسم =))))
دیدگاه ها (۱)

چنین گفت رستم به سهراب یل که من آبرو دارم اندر محل مکن تیز و...

الکس :باید یه مقدار پول مونده باشه - ریس پنگون ها :باهاش دند...

برای فریب دادن ، عده ای را شیر میکنند و عده ای را خرمواظب با...

چند سوتی جالب!!!!!!!!!!لایک … یادتون… ...

Part: 8حالا برمیگردیم به داستان اصلیمون=(بعد از انفجار) ویو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط