روزی که هوای گل و میل چمنم بود

روزی که هوای گل و میل چمنم بود
پاییز پُر از وسوسه ی آمدنم بود

من بودم و او بود و دلم غرق خوشی بود
هرجا که خوشی بود همان جا وطنم بود

من ماندم و او رفت و بهم ریخت جهانم
این پر زدنش باعث پرپر زدنم بود

از بوی خوش و باد و دوتا دیده ی بی نور
چیزی که به جا ماند فقط پیرهنم بود

در دایره ی قسمت ما دربدری بود
این دربدری، حاصل عاشق شدنم بود

از ضربه ی جان سوز "تبر" شکوه ندارم
می سوزم از آن "دسته" که از جنس تنم بود

بیهوده مزن در که در این خانه کسی نیست
یک عمر هوای سفر از خویشتنم بود
دیدگاه ها (۲)

اینجا مجازی ست…دلت رابہ محبت های تایپ شدهٌپشت عڪس ها ڪہخوش ڪ...

خداوندا تو میدانی........................منم ، دلتنگ دلتنگم....

آدم ها را باید؛از روی منت هایی که وسطِ دعواسرِ آدم میگذارند ...

این متن مخاطبای زیادی داره…یه روزی همه ی زخمهای زندگی خوب می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط