شمعدانی ها را اب داده ام

شمعدانی ها را آب داده ام
بافه ی گیس هایم را شکافته ام
در ایوان ایستاده ام
تو قرار است بیایی
دیدگاه ها (۳)

یه جا خیلی قشنگ نوشته بود:من تو رو مثل آخرین روز هفته،مثل پن...

ܟܿوܢܚ݅ܢ̣ܟܿتܨ رو ܢ̣ߊ‌یܥ‌‌ ܢ̣ߊ ߊ‌ܝ̇ߺܥ‌‌وܟܿتܘ ܣߊ‌ܨ ܭوܥ݆ܭ روزܩر...

یه لحظه‌ وقت صرف کن،نه برای خواستن چیزی از خدافقط برای یه تش...

حس خوب 😍

*شمعدانی شده ام که...تا به ساقه ی نازک تنهایی امدست می بریبو...

پس بگو قرار بود تو بیایی....و من نمی‌دانستم..

دکتر فریبا سپس نیلوفر را ترخیص کردو نیکو به فریباگفت تو دیگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط