من در عشق سرشار از باریدن

من در عشق سرشار از باریدن
بر پهنه‌ شیشه این پنجره بودم

اما او تنها رد انگشت قلبی،
روی بخار آن شیشه بود!

ارس آرامی
دیدگاه ها (۲)

شبی صورت خیالت شکارچی رویای من شد،صبح که بیدار شدم، کمان ابر...

گفتند از راه او برگرد، شبگرد است و رهزن!من با او ره به جهان ...

لب جو و مطرب و می، جمله مهیاست ولیکو نگاری که به یک غمزه دل ...

عصر جمعه دختری‌ست که:دلتنگ می‌شود، غروب می‌گیردبغض می‌کند، ش...

" این فکر که عاشق من سال ها پشت پنجره بخار گرفته ای می نشسته...

﷽⚘چی بهتر از این که سایه تِ روی سرم❤اللّهُمَّ لَیِّن قَلبی ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط