آخرین قراری که با هم گذاشتیم

آخرین قراری که با هم گذاشتیم
این بود:
دیگر سر راه هم
"سبز" نشویم
دیروز زیر باران
اتفاقی به هم برخوردیم

سبزتر از همیشه دیدمت

اما من همچنان
پای قولم هستم
چرا که بعد از رفتنت
خشکیدم
دیدگاه ها (۲)

ساعت ِ قرار های ماروی دست کدام غریبهبه خواب رفته است ؟که هیچ...

از بعثت او جهان جوان شد ، گیتی چو بهشت جاودان شداین عید به ا...

نور عترت آمد از آیینه امکیست در غار حرای سینه امرگ رگم پیغام...

پارت دهم | نزدیک‌تر از همیشهقلب لیانا محکم به سینه‌اش می‌کوب...

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت پنجاهم | پایان 𓆪 🖤🥀اسما مدت زیادی به صفحه‌ی ...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

🧁 پارت یازدهم | زیر بارانچند روز بعد...از صبح، آسمان سئول اب...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت اول«بعضی شب‌ها، شروعِ یک اتفاق‌...

میبخشی پارت ۳

پارت شش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط