گفتم که شوم شاعر و با سحر قلم افسون کنم

گفتم که شوم شاعر و با سحر قلم افسون کنم

اما افسوس که دیدم واژه ها گوش به فرمان تو اند
دیدگاه ها (۱)

روحت شاد شاد

عاشقانه.های.بختیاریدرخلوت شعرمواژه ها صف می کشنبرای از تو نو...

😘🫠😎.میشود روزی عزیزت من شوم؟           قاب عکس روی میزت من ش...

خواستند از تو بگویند شبی شاعر هاعاقبت با قلم شرم نوشتند، نشد...

تو اکسپلور دیدم گفتم نشون شما هم بدم🤣یا تو روبیکا دیدم؟ نمی ...

🤍💕... امشب راتـــو برایم نقاشی کنتـــو رنگ بزن به خیالممیدان...

تقدیم به همه زندگیم:🫀🫂از نگاهت نرگس تبدار، شاعر میشودآینه از...

بار ها توبه شکستم تو ولی بخشیدی کی شود حر شوم و توبه مردانه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط