در من کوچه هاییست که با تو

در من کوچه هاییست که با تـــو
سفــر هاییست که با تــو
روزهاییست که با تــو
شبهاییست که با تـــو
عاشقانه هاییست که با تـــو

نگشته ام
نرفته ام
سر نکرده ام
آرام نیافته ام
نگفته ام

می‌بینی چقـــدر با تو کار دارم ؟
دیدگاه ها (۵)

طفلی به نام عشقدیری ست گم شده است ...با چشم های براقِ روشنبا...

ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯾﺴﺖ ﺯﻟﯿﺨﺎﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖﻫﺮ ﺯِ ﭼﺎﻩ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﯼﯾﻮﺳﻒ ﮐﻨﻌﺎﻥ ﺷﺪﻩ...

مغرور ِمن گرم می بوسمتسرد می خندیسرد می بوسی ام و گرم می خند...

ای زیباروسیاهی چشمانت چون روبانی ستولبهایت سرخ تر از سیبکه ا...

خوب یه توضیحی اول بدم این سناریو با بقیه فرق می‌کنه یعنی مثل...

part.12.*می خواستم با جونگ کوک حرف بزنم به همین خاطر پشت سرش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط