🕊️

🕊️


هنوز نمی توانم باور کنم،
نمی توانم بنویسم،
نمی توانم فکر کنم...
همین قدر،مست و برق زده،
گیج و خوشبخت،با خودم می گویم:
برکت عشق تو با من باد!
و این دعای همه ی عمر من است،
هر بامداد که با تو از
خواب بیدار می شوم
و هر شامگاه که در کنار تو
به خواب روم.
برکت عشق تو با من باد!



دیدگاه ها (۲)

پیچکِ سرسبزِ دیوارم؟! خبر داری از او؟آسمانِ تیره و تارم؟! خب...

‌سربسته ماند بغض گره‌خورده در دلمآن گریه‌های عقده‌گشا در گلو...

‌در روزهای آخر اسفند در نیمروز روشنوقتی بنفشه‌ها را با برگ ر...

‌نرم نرمک میرسد اینک بهار‌بی نشان در تو سفر كردم صبح لبخند ت...

سهمِ مناشتباه کردن نبود…باور کردن بود.منبه چیزهایی باور کردم...

پارت ۳ نفرتی به نام عشق امروز هم یک روز احمقانه‌ی دیگر.صدای ...

تو را دوست دارم...آن‌قدر که اگر عشق را از فرهنگ لغت حذف کنند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط