سوختم در خود هزاران بار تا فهمیده ام

سوختم در خود هزاران بار تا فهمیده ام
در شب دلواپسی پروانه ای کم داشتم
دیدگاه ها (۱)

غم فراهم...ساقی و میخانه ای کم داشتم بغض ها خوردم ولی پیمانه...

این غزل باشد برای لحظه های غربتم درهمان وقتی که خوابم برد و ...

‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌من داشتم می سوختم،درحالی که تو آمدی ‌ ‌‌ ‌ ‌ومرا...

انتقامت را هزاران بار بگیریم کم است

کیم سوکجین=یک روز مجبورم هفت تا گل و هزاران پروانه را ترک کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط