بعد رفتنت

بعد رفتنت
رودخانه ای از این اتاق گذشت
و من
نه سیبی سرخ بودم
که به دست های کسی برسم
نه برگی خشک
که جایی گیر کنم
قایقی کاغذی بودم
پر از کلماتی از تو.

حالا سال هاست
ماهیانی با حافظه طولانی
داستان غرق شدنم را
دور پاهایت
تعریف می کنند.
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۰ پدرم بود گلویم را صاف کردم و آیکون سبز رنگ را فشار د...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

چند پارتی بازی ممنوع

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season¹PART⁴(چه‌رین+)(تهیونگ–)(ی...

این فکرا داشت تو ذهنش پررنگ و پررنگ تر میشد تا جایی که یهو ق...

بعد رفتنترودخانه ای از این اتاق گذشتو مننه سیبی سرخ بودمکه ب...

بعد رفتنترودخانه ای از این اتاق گذشتو مننه سیبی سرخ بودمکه ب...

بعد رفتنت رودخانه ای از این اتاق گذشت !و من . . .نه سیبی سرخ...

#خاطراتبعدازرفتنت رودخانه ای ازاین اتاق گذشتو من نه سیبی بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط