لعنتی را دوست دارم

لعنتی را دوست دارم
مثل یک استکان چای کمر باریک است
نزدیکش که می شوم
عطرش مثل دارچین توی سرم می پیچد
توی چشم هایش زل میزنم
و دستش را می گیرم
عطر هل، هولم می کند!
و میبوسمش...میبوسمش
شیرین مثل نبات!
پس
الکی نیست که
خستگی هایم را دور می ریزی!
معجون دوست داشتنی ام......
دیدگاه ها (۸)

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش دوم_کنار درختی می‌ایستم.ناگهان موجود کوچک سیاهی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

اسم : عشقی گمشده در تاریکی جنگل پارت ۱۶ (از زبان راوی) مکان ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط