من به غیر از تــــو نخواهم ، چه بدانی ، چه ندانی 

من به غیر از تــــو نخواهم ، چه بدانی ، چه ندانی 
از درت روی نتــــــــابم ، چه بخوانی ، چه برانی
دل من میل تـــــــو دارد ، چه بجوئی چه نجوئی
دیده ام جـای تــــو باشد ، چه بـمانی ، چه نـمانی
مـن کـه بیمار تـــــو هستم ، چه بپرسی چه نپرسی
جان به راه تـــــــو سپارم ، چه بدانی ، چه ندانی
گر که خواهی میتوانی تو دلم را بفریبی
لیک کوشی بگریزی ز دل من ، نتوانی
دل من سوی تــــــو آید ، بزنی یا بپذیری
بوســــه ات جان بفزایـد ، بدهی یـا بستانی
جانی از بهر تـو دارم ، چه بخواهی چه نخواهی 
شعرم آهنگ تــو دارد ، چه بخوانی چه نخوانی.
دیدگاه ها (۱)

من به غیر از تــــو نخواهم ، چه بدانی ، چه ندانی از درت روی ...

دل من میل تو دارد,چه بجوئی چه نجوئی دیده ام جای تو باشد , چ...

دل من میل تو دارد,چه بجوئی چه نجوئی دیده ام جای تو باشد , چ...

دل من میل تو دارد,چه بجوئی چه نجوئی دیده ام جای تو باشد , چ...

دل من میل تو دارد,چه بجوئی چه نجوئی دیده ام جای تو باشد , چ...

من‌به‌غیرتونخواهم چه‌بدانی چه ندانیاز درت روی نتابم چه بخوان...

من به غیر تو نخواهم چه بدانی چه ندانی از درت روی نتابم چه بخ...

من به غیر تو نخواهم چه بدانی چه ندانی از درت روی نتابم چه بخ...

من به غیر تو نخواهم چه بدانی چه ندانی از درت روی نتابم چه بخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط