من کتابی دیدم , واژه هایش همه از جنس بلور . کاغذی دیدم از

من کتابی دیدم , واژه هایش همه از جنس بلور . کاغذی دیدم از جنس بهار !
دیدگاه ها (۴)

باید دنیا را کمی بهتر از آنچه تحویل گرفته ای، تحویل دهی!خواه...

خب اگر زندگی یک هدیه باشد چی؟چیز جدیدی نیست!تاحالا هیچ هدیه‌...

بر سماع راست هر تن چیز نیستطعمۀ هر مرغکی انجیر نیسترقص آنجا ...

عاشق نشدی زاهد ، دیوانه چه می دانی،در شعله نرقصیدی ، پروانه ...

گاهی باید واژه‌ها را فراموش کرد، و‌ برای گفتن «دوستت دارم»، ...

بهــــار با عطرِ شکوفه هایش جان میگیردمن با اردیبهشتِ حضور ت...

به یاد خادم‌ ملت…دو سال گذشت از روزی که خادم جمهور، خستگی‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط