من از بازوی خود دارم بسی شکر*

من از بازوی خود دارم بسی شکر*
که زور مردم آزاری ندارم*
دیدگاه ها (۸)

گیج شدم، مگر او آمده بود که من حالا...عزای رفتنش را گرفته ام...

آنقدر سبزی در خاطرم....که هزاران پائیز برگی از یادت را زرد ن...

‌درود به شرفت بانو*

عجب جوش و خروشی بود عشقت*خراب باده نوشی بود عشقت*بهشتم را به...

ز بازوی خودم دارم بسی شکرکه زور مردم آزاری ندارد

دل ضعیف مرا نیست زور بازوی آنکه پیش تیر غمت صابری سپر گیردچو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط