در تمام عمر

در تمام عمر

یک بار خواستم دلتنگ اش نباشم

اول که هوا گرفته شد

بعد باد آمد

باران که بارید

من هم گریه کردم...
💖 🌲 💖 🌲 💖 🌲 💖 🌲 💖 🌲 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁
دیدگاه ها (۱)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 189♡⁠。⁠)⁩داد زد...

رمان دخت من

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وپنجم: جای خالیِ کنارم---صبح.چشمانم ر...

صدای انفجار هنوز در ساختمان می‌پیچید.مایکی دستم را گرفته بود...

پارت دهم | نزدیک‌تر از همیشهقلب لیانا محکم به سینه‌اش می‌کوب...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۲" در آغوش رویای آبی ات "...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟓آن شب باران می‌بارید.یونا نیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط