لب های تو لب نیست ! عذابیست الهی

لب های تو لب نیست ! عذابیست الهی
باید که عذابی بچشم گاه به گاهی

در لحظه دیدار تو ، گفتم که بعید است
چشمان تو من را نکشاند به تباهی

لب های تو نایاب تر از آب حیات است
تو سوزن پنهان شده در خرمن کاهی

این کار خدا بوده که یکباره بیفتد
در تنگ بلور شب من مثل تو ماهی

ای شاخه نبات غزل حافظ شیراز !
معشوقه ی مایی چه بخواهی چه نخواهی
دیدگاه ها (۲)

ﻣﺴﺖِ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺷﺪﻡ، ﺍﻣﺸﺐ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻣﯽﮐﻨﻢﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﻔﺘﻪ ﺍﻡ ﺭﺍ ﮐﺒﺮﯾﺎﯾﯽ ...

در هوایت بی قرارم روز و شبسر ز پایت بر ندارم روز و شبروز و ش...

خواب گیسوی تو دیدن،حکم شعر است و غزلدیدن تو در کنارم خوب باش...

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستیهمه را دارم و اما تو که یارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط