و یه قرص سردرد خوردم و چراغارا روشن کردم که دیدم جیمین روی صندلی ...

#𝗖𝗶𝗿𝗰𝘂𝘀_𝗕𝗹𝘂𝗲


#𝗣_8

و یه قرص سردرد خوردم و چراغارا روشن کردم که دیدم جیمین روی صندلی چوبیبم خوابیده چقدر کیوت شده دلم میخاد بخورمش (عه بشه ی منه ن ط)
یه چیزه پشمالو هم روش بود رفتم سمتش و آهسته ک بلند نشه بلندش کردم از بس سبک بود مثله یه پر بلندش کردم و گذاشتم روی تختم و دوتا پتو کشیدم روش و رفتم بیرون که بچه ها را دیدم داشتن برا اجرا اماده میشدن سرم هنوز درد میکرد با اینکه قرص خورده بودم سرم داشت گیج میرفت ک توی آغوش یکی کشیده شدم و سرما بالا اوردم که دیدم جیمینه



ویو جیمین

دیشب قبله اینکه بخوابم هم مراقبه یونگی بودم هم حواسم بهش بود یه قرصه آرام بخش خوردم و یکمم سرما ماساژ دادم ک کم کم چشامم سیاهی رفت و به خواب فرو رفتم

صبح ک توی خواب بود احساس کردم ی کی بلندم کرده و گذاشته روی ی چیزه گرم و پتو روم انداخته بعده اینکه اون شخص رفت بیرون از خوابم بلند شدم و یه چیزه گرمم پوشیدم چون زمستون شده بود و رفتم بیرون که دیدم یونگی وایساده و سرشا گرفته تا نزدیک بود بیوفته سریعی رفتم گرفتمش و توی بغله خودمم کشیدمش(هیی خدا شانس بده)
پایان ویو جیمین


*شوگا خوبی چیشدی ط آخه؟
×خوبم نمیخاد نگرانم باشی بیب


اون الان گفت بهم بیب؟
یعنی چی نکنه ک بهم حس داره؟
ممکن نیس

چرا اینقدر حمایتتون کم شده؟
اینقدر بده رمانم؟
Follower: 100
like: 5
دیدگاه ها (۴)

مواظب خدت باش سیسی😊👀لایک؟

#𝗖𝗶𝗿𝗰𝘂𝘀_𝗕𝗹𝘂𝗲 #𝗣_9ویو شوگاشت من بهش چی گفتم بیب؟ وای حالا چجو...

خوب خوبیه رمان جدید ط راه که خیلی خوبه و مطمئنم عاشقش میشین😂...

#𝗖𝗶𝗿𝗰𝘂𝘀_𝗕𝗹𝘂𝗲#𝗣_7یک هفته بعدویو جیمینالان یک هفتس یونگی هنوز ...

هرزه ی حکومتی پارت ۴ که جیمین و جیهوپ...دستاشون و گذاشتن روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط