داستان از صحبتای بی منطق بقیه شروع شد؛ کسی که توی باشگاهش

داستان از صحبتای بی منطق بقیه شروع شد؛ کسی که توی باشگاهش انقدر موفقه چرا با کشورش به هیچ جا نمیرسه؟
اون مرد باید یکاری میکرد..
جام جهانی 2014 رسید. لئو یک تنه تیم رو تا فینال هدایت کرد و کسی اسمی ازش نبرد. تو بازی آخر بخاطر اشتباهات فاحش هم تیمی هاش شکست خورد و همه گفتن لئو...
سال بعد نوبت بازیهای ملی تو قاره خودش رسید. باز کاپیتان تیم رو تا یک قدم مونده به قهرمانی برد و باز اشتباهات فاحش و باز کسایی که مقصرش میدونستن..
دیدن ناراحتی لئو اونقدر بد بود که حتی پسر بچه شیلیایی هم نتونست تحمل کنه و رفت و بغلش کرد
شاید لئو ناامید شده بود.. اما هنوز یه فرصت دیگه بود!
سال 2016 تو تورنمنت کوپا آمریکا باز مثل یه رهبر واقعی دوباره تیم رو تا فینال برد. رقیب آشنا بود، تیمی که سال قبل آرژانتین رو شکست داده بود. داستان باز تکرار شد. اشتباهات بازیکنا بازی رو به ضربات پنالتی کشوند و شاید از روی بد شانسی یا بیرحمی فوتبال و یا هر کلمه غیر قابل تحمل دیگه ای، این آرژانتین بود که ناکام موند..
بعد بازی کسی توجهی به مراسم اهدای جام و جوایز نداشت، چون اشکای اون مرد اجازه نمیداد. صحنه ای که شاید یکی از زجرآور ترین لحظات زندگی ما بود و همراهش اشک ریختیم. لحظه ای که میگفتیم کاش هیچوقت استثنایی وجود نداشت و همیشه حق به حقدار میرسید. و لحظه ای که آرزو میکردیم ای کاش میشد فوتبالو به قتل رسوند!
لئو تصمیمش رو گرفته بود؛ خداحافظی از بازیهای ملی...
مگه یه مرد چند بار میتونه زمین بخوره و باز بلند شه؟
مگه چقدر میشه قربانی اشتباهات دیگران بشی و دم نزنی؟
مگه چقدر میشه مقصر تمام ناکامی ها دونسته بشی و باز تحمل کنی؟
چقدر میشه حرفای پوچ بشنوی و باز ادامه بدی؟
چقدر میشه تو شادیا بگن تیم و تو ناراحتیا بگن لئو؟
چقدر میشه جای انگیزه دادن پشتت رو خالی کنن و انقدر خوب باشی که جوابی بهشون ندی؟
چقدر میشه هم وطنات کور باشن و نبینن؟
و چقدر میشه بخاطر آدمای بی لیاقت بجنگی؟
آرژانتینی ها! لئو رفت...
نقطه ته خط.
source: asheghanebarca
دیدگاه ها (۳)

در اولین بازیش و بعد از اخراج شدن توی دقایقِ اولیه حضورش در ...

تلویزیون رسمی آرژانتین هم از مردم خواست از این هشتگ #Notevay...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط