من قول تو را به تمام شهر داده بودم

من قولِ تو را به تمامِ شهر داده بودم
به تمام کوچه های بن بست
به تمام سنگفرشهای خیس
به تمام چترهای بسته
به تمام کافه های دنج ...
اما حالا که فنجان ها
از من نا امید شده اند
باور میکنم
از اول هم کافه چی
قولِ تو را
به قهوه ی دیگری داده بود !
دیدگاه ها (۱۱)

من حواسم به تو بودمحو " پاییز " نگاهت بودمو نفهمیدم کیدل من ...

چنگ در موهایت انداختمانگشتانم به دور موهایت قفل شدسخت شدگیر ...

و من اتاق ساده ایبرای آمدنت چیده ام ...دو فنجان ،قهوه ای تلخ...

مرا در آغوشت بفشار .... بگذار دل ضعفه بگیرم از این همه عاشقا...

داستان پارک

تک پارتی تهیونگ:))))

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط