از تفل های حافظ

از تفأل های حافظ
خسته ام ، ای شهریار
آمدی جانم به قربانت ، نمی آید چرا؟!

#امین_شاهسواری
دیدگاه ها (۱)

#عاشقانه_ها#دلبری_کن

#عاشقانه_ها#دلبری_کن

چقدر دلم میخواهد کوچه به کوچه بیایمهمه ی درها را بزنمشاید......

پنهان شدم در پشت یک لبخند اجباریهرگز نمی بیند نگاهی اشک ماهی...

امدی جانم به قربانت ولی درغیبتت یک نفر امدکه حالا کل دنیایم ...

کمان ابروی جانمنمی پیچد سر از حافظ و لیکن خنده می آید ز این ...

یه موقع های از همچی خسته ای حتی خودت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط