یونگی دستمو کندی اروم تر

یونگی دستمو کندی اروم تر
-خفه شو
∆رفتن پیش جیسو هوپی
+کمکم کن(اروم )
&چیشده
+نمیدونم (داستانو گفت)
&واییی بدبخت شدی
-بریم(عصبی)
+اگه دیگه ندیدمت بدون دوستت دارم خدافز
&بای

ویو ات
+دستمو جوری کشید انگار می خواستم فرار کنم انداختم توی ماشین و با سرعت دویست و پنجاه تا میرفت من خیلی ترسیده بودم از ترس زبونم بند اومد وایستاد یجا اونحا عمارتش بود پیادم کرد عین طناب منو میکشید تا رسیدیم توی خونه چشماش قرمز بود یهو عربده زد
-همه بیرون
همه با ترس رفتن یونگی برگشت سمت ات
-چرا..چرا بهم خیانت کردی مگه چی کم گذاشتم واست انقدر هرزه ای
+ی..یونگی
-از این به بعد میشی خدمتکار و من اربابت حق بیرون رفتن نداری خق خوش گذرونی نداری هر روز باید همه ی خونه رو تمیز کنی همه ی خدمتکارا میرن و فقط تو اینجا میمونی حق گوشی داشتن نداری حقوق مقوقم نداری بهم میگی ارباب و هر مار بدت باعث تنبیه فیزیکی میشه و حق حاظر جوابی نداری شبا ساعت دوازده و روزا ساعت چهار بیدار میشی و روزی یه وعده می خوری(پیشی می خوای بکشیش بچه مردمو)
+یونگی
-سیلی زد و گفت اربابببب(داد)
+ب..بله

∆صبح شد و ات توی اتاق خدمتکارا خوابید
+بیدار شدم و اتفاقای دیروزو یاد اوری کردم که اشکام در اومدم نه من باید قوی باشم رفتن کل عمارتو تمیز کردم نوبت اتاق یونگی شد دلم نمی خواد ببینمش ولی مجبور شدم رفتم توی اتاق که دیدم خوابه اروم رفتم پیشش و اروم گفتم
+کاش میتونستم بهت ثابت کنم
+اروم و بی سر صدا خونرو تمیز کردم ساعت هشت شد صبحونه رو اماده کردم از گرسنگی داشتم بهشون نگاه میکردم که یونگی اومد تعظیم کردم و گفتم
+صبح بخیر ارباب
-...
+بفرمایید
-...
ویو یونگی
-کاش که بهم خیانت نمی کردی و اینطوری نمیشد دوست دارم بهش بگم بیاد بشینه باهام صبونه بخوره ولی باید تنبیه بشه به هانا گفتم بیاد (اکس یونگی) دیدم درو زدن
-هوی برو درو باز کن
+چشم
#ددییییییی
+😳
-سلام هانایاااا
#ددی این هرزه کیه
+م..
-برده
#اها خوشحالم که دوباره دیدمت
-منم بیبی بیا بریم بالا
#بریم هوی تو یه چیزی بیار بالا گرسنمه
+چشم(بغض)
#ببینمت
+سرشو اورد بالا
#ات😳
+هانا
-شما همدیگرو میشناسید بیب
#اره اون از ابتدایی تا دبیرستان باهام بود ولی من دیگه رفتم یه جای دیگه
+ه..
-هانا نه خانم اون دوست دخترمه
+چشم
#هه از اولم هرزه بودی
-اره😏

∆روز ها گذشت و ات ضعیف تر شد و معلوم شد هانا هرزه بود و یونگی هر روز ات رو میز تا اینکه
دیدگاه ها (۳)

اسم فیلمه چیه تورو خدا بگیدددددد

نظرتون در مورد تریسام لاو جیمین و تهیونگ و ات چیه ؟؟ من که خ...

ویو یونگی-داشتیم غذا می خوردیم که گوشیم زنگ خورد کیم بوم بود...

ویو ات+سلامم من مین ات هستم سه ساله که از ازدواجمون گذشته م...

#پری #part17 - از اتاق رفتم بیرون و چراغ رو خاموش کردم رفتم ...

ارباب منPart7توانا: پوزخنده ای زدم لب زدم یک نقشه دارم برای ...

تکپارتی از تهیونگ ویو ات سلام من ات هست سه سال با تهیونگ ازد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط