مهربانم

مهربانم
شبی گفتم ترا ای مه که همچون خویش تنهایی
کدامین آهو میدارد از این چشمان رویایی ؟

اسیر خویشتن کردی امیر مهربان ما را
یکی را زین سخن بشنو که زیبایی و غوغایی

به مستی گفته ای ما را نهان از چشم مجنونم
اگر از چشم ِ من بینی تو لیلا تر ز لیلایی !

میان ِ عشوه های خود ، مرا آنگونه می بینی
نظر چون زاغ اندازم ، ترا چون کبک می آیی

نهانت میکنم اما ، درون ِ شیشه ی قلبم
همین بس همچو یک باده درون ِ شیشه پیدایی

ملامت میکنی وقتی ، ترا بیش از تو میخواهم
هر آنکس تا تو را بیند ، بگوید وه چه زیبایی

شب رفت نگاهی به ماه نکردیم
دیدگاه ها (۷)

خودتان را درقلب کسی نچپانید...جا نمیشویدفقط..."چروک"میشوید!

مهربانان سلامڪمترین مهربانے این است ڪہبراے هم دعا ڪنیم!با تم...

شیرینی‌های زندگانی ،بیش از یک بار به کام نمی‌نشیند !اما تلخی...

.گاهی سرنوشت مثل طوفان شنی است ڪه مدام تغییر جهت می‌دهد! تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط