توان گفتن آن راز جاودانی نیست ، تصوری هم از آن باغ ارغوان

توان گفتن آن راز جاودانی نیست ، تصوری هم از آن باغ ارغوانی نیست ، پر از هراس و امیدم که هیچ حادثه ای ، شبیه آمدن عشق ناگهانی نیست ، ز دست عشق به جز خیر بر نمی آید ، واگرنه پاسخ دشنام مهربانی نیست ، درخت ها به من آموختند فاصله ای ، میان عشق زمینی و آسمانی نیست ، به روی آینه پر غبار من بنویس ، بدون عشق جهان جای زندگانی نیست
دیدگاه ها (۹)

🧁 پارت بیست و چهارم (پایانی) | شیرین‌ترین پایانیک سال بعد......

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۵ ‌درهای عظیم برج سا...

به رغم عشقی یا به زبان سویون حماقتی، که در زمان گذشته بین ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط