😍 🍁

😍 🍁
پاییز چمدانش را بسته
انتهای جاده ی آذر
به انتظار نشسته است
نگاهش ابری
ردّ پاهایش خیس
و کوله بارش لبریز از
این همه برگی
که از درختان تکانده است.
.
دیدگاه ها (۱)

به دور می رفتمبه جستجوی راز جهانکه دودکش خانه ات را دیدمنزدی...

امن ترین خطرپارت ۱۶«کسی که پشت سایه‌ها ایستاده» صدای آژیر هن...

تهیونگ با همان اخم غلیظ و چهره‌ای که هیچ نوری از مهربانیِ لح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط