✍🏾در هیاهوی زندگی دریافتم ؛

✍🏾در هیاهوی زندگی دریافتم ؛
چه بسیار دویدن ها،که فقط پاهایم را از من گرفت
در حالی که گویی ایستاده بودم ،
چه بسیار غصه ها،که فقط باعث سپیدی موهایم شد
در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود ،
دریافتم،کسی هست که اگر بخواهد “می شود”
و اگر نخواهد “نمی شود”
📚دلنوشته های یک زن تنها
دیدگاه ها (۲)

برف هفت سالگی ام را به خاطر صدای مادرم دوست داشتم  که میگفت ...

غم یعنی تمام شدن ناگهانی یک کلمه در میان جمله ای که هنوز تما...

✍🏻تاجِ گُلِ باشکوهتعطرافشان و خُرم استاز گُل‌های تاجت رایحه‌...

✍🏾تو را دوست دارم و هیچ كس از زنان این دیار جرأت ندارد این ...

✍🏻صدای بوق ماشین‌هاهمهمه‌یپاهارنگ‌های تندو صورت‌های عبوری‌زن...

هر کسی بر اساس خصلت‌ها و ویژگی‌های درونی خود عمل می‌کند و نت...

✍🏻تنهاست،در حاشیهٔ بی‌انتهایِ جاده،جایی که جاده،رشته‌ای از س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط