روی قبرم بنویسید کسی بود که رفت

روی قبرم بنویسید کسی بود که رفت

لحظه ای از غم ایام نیاسود که رفت

بنویسید از آغوش خدا آمده بود

هیچ ** هیچ نفهمید چرا آمده بود

بنویسید نفهمید کسی دردش را

هیچ ** درک نمی کرد رخ زردش را

بنویسید که یک عمر کسی را کم داشت

در نگاهش اثر از حادثه ای مبهم داشت

بنویسید هوای دل او ابری بود

بنویسید که اسطورهء بی صبری بود

بنویسید پرش لحظهء پرواز شکست

بنویسید دلش را به دل پیچک بست

روی قبرم بنویسید دلی عاشق داشت

دور تا دور دلش یاس و اقاقی می کاشت

رج به رج فرش دلش را گره با خون می زد

شهرتش طعنه به رسوایی مجنون می زد

بنویسید که با عدل جهان مسأله داشت

بنویسید که از عالم وآدم گله داشت

شعر جانسو
دیدگاه ها (۱)

Between Sleep and Breath

پارت هشتمباهم سوار موتور شدین و یه گوشه شینیچیرو زد کنار و پ...

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱³²/فصل دومبـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هی...

سناریو مایکی { جنگل چشمات } درحالی که اون مرد ها در اتاق رو ...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۷

حقیقت پنهان پارت ۵نامجون اولین کسی بود که قدم برداشت و به سم...

لب از لب باز نکرد. دلش نمی‌خواست الان چیزی بگه. نه حالا که ی...

روی قبرم بنویسید...کسی بود که رفت...لحظه ای از غم ایام نیاسو...

روی قبرم بنویسید... کسی بود که رفت...لحظه ای از غم ایام نیاس...

روی قبرم بنویسید... کسی بود که رفت... لحظه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط