سرگشته چو پرگار همه عمر دویدیم

سرگشته چو پرگار همه عمر دویدیم
اخر به همان نقطه که بودیم رسیدیم
دیدگاه ها (۰)

بالم شکسته بود و هوایی نداشتماز دست روزگار رهایی نداشتمبیهود...

گــاهے،، دستـــ پدر و مادرت را ببــــوسایـڹ بـوسہ معجزه اے م...

زندگی را،،، نمی شود به تعویق انداخت؛ نمی شود به آخر هفته، تع...

گردش پرگار را در نقطه بيند خرده بيندردل هر دانه خرمنهاست حاص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط