شاخه ای تکیده ،
شاخه ای تکیده ،
گل ارکیده
با چشمای خسته ،
لبهای بسته
غم توی چشماش ،
آروم نشسته
شکوفه شادیش ،
از هم گسسته
آشنای درده ، خورشیده ش سرده
تو قلب سردش ، غم لونه کرده
مهتاب عمرش ، در پشت پرده
تنها وصالش ، پاییز درده
دستای ظریفش ، تو دست مادر
پیکر نحیفش ، چون گل پر پر
از محنت و درد ، آروم نداره
سایه ی سیاهی ، رو بخت شومش
ارکیده تنهاست ، زیر هجومش
طو فان درد ، پایوون نداره
دست من و تو ، می تونه با هم
قصری بسازه ، با رنگ شبنم
شکوفه ای که ، غمگین و سرده
گل ارکیده س ، نمیره کم کم
بیا نذاریم ، گل ارکیده
گلی که چهره ش، پاک و سپیده
که توی پاییز ، شاخه ای بیدل
بهار ندیده ، بمیره کم کم
گل ارکیده
با چشمای خسته ،
لبهای بسته
غم توی چشماش ،
آروم نشسته
شکوفه شادیش ،
از هم گسسته
آشنای درده ، خورشیده ش سرده
تو قلب سردش ، غم لونه کرده
مهتاب عمرش ، در پشت پرده
تنها وصالش ، پاییز درده
دستای ظریفش ، تو دست مادر
پیکر نحیفش ، چون گل پر پر
از محنت و درد ، آروم نداره
سایه ی سیاهی ، رو بخت شومش
ارکیده تنهاست ، زیر هجومش
طو فان درد ، پایوون نداره
دست من و تو ، می تونه با هم
قصری بسازه ، با رنگ شبنم
شکوفه ای که ، غمگین و سرده
گل ارکیده س ، نمیره کم کم
بیا نذاریم ، گل ارکیده
گلی که چهره ش، پاک و سپیده
که توی پاییز ، شاخه ای بیدل
بهار ندیده ، بمیره کم کم
- ۲.۰k
- ۲۴ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط