وقتی بیایی سینه را،خانه تکانی میکنم

وقتی بیایی سینه را،خانه تکانی میکنم
رنگ تمام پرده ها را آسمانی میکنم
وقتی بیایی روز و شب چون کودکان نو سخن
باذوق در دنیای تو شیرین زبانی میکنم
آنقدر خیره مانده ام بر عکسهای کهنه ات
انگار دارم قابها را هم روانی میکنم
طاقت نمی آرم کسی آئینه ات را بشکند
با قیل و قال سنگها هی مهربانی میکنم
من باتمام واژه ها اتمام حجت کرده ام
شعر تو را شور تو را روزی جهانی میکنم
یک جای دنیا شعر آشتیمان میدهد
آنوقت هر شب در هوایت شعر خوانی میکنم
دیگر چه فرقی میکند من پیر باشم یا جوان؟
وقتی تو باشی ،تا ته دنیا جوانی میکنم
دیدگاه ها (۸)

ﺟﺎﺩﻩ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻧﯿﺴﺖ !!!!ﭘﯿﭽﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ " ﺷﮑﺴﺖ " ..ﺩﻭﺭ ...

عشـــــــــــق یعنی یک تلنگر بر تن احساس گلعاشــــــــــــــ...

لعـــــــــــنــــــــت بـــه وَقتایے کِہ پَسَم میزَدے اَما ...

دل بی کس و تنهاست ، نخندم چکنماین عاقبت ماست ، نخندم چ...

عشق در تاریکی 48.بعد از تموم شدن دانشگاه طبق گفته سوهو باهم ...

Jisung

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط