عشق رمانتیک من

عشق رمانتیک من
❤😎پارت ۶۶

رفتم پایین که دیدم لارا داره در و براش باز میکنه

ویو جونگ هون

بعداز زنگ هینا حاضر شدم و یه کت و شلوار مشکی و کروات با کفش های مشکی پاشنه کوتاه و در آخر عطر تلخ مردونه ام و امضای کارو با مرتب کردن موهام زدم و سوار ماشینم شدم و با بالاترین سرعت روند فقط. وقتی رسیدم یه دختر دیگه در و باز کرد که فهمیدم دوستشه که وقتی خودش از تو اتاق اومد بیرون چند ثانیه محوش شده بود از سر تا پایین آنالیزش میکردم هی مگه چقدر میتونه ناز و لطیف باشه که یهو به خودم اومدم دیدم داره دستشو جلوم تکون میده و صدام میکنه که به خودم اومدم و و گفتم

جونگ هون: چیه؟

که اومد کنارم و دستاشو دور بازوم حلقه کرد تو دلم کلی ذوقشو کردم فداتشم جوجووی من

ویو هینا

رفتم دستمو دور بازوش حلقه زدمو و کشوندش سمت مبل و نشستم و گفتم

هینا: بابت اونروز شرمنده و..ولی پشیمون نیستم فقط بیا ی توافقی بکنیم

جونگ هون: می‌شنوم

هینا: هانیل هرکاری تا الان برام انجام داده و مثل خانوادم میمونه و نمیخوام اونو پیش آدمی ببینم که ازش متنفره پس اگه تو امنتیشو از دست اون روانی تضمین کنی و مطمئن باشی دست جونگ هی بهش نخوره من حاضر مال تو بشم

ذهن هینا: ( عین سگ دارم زر میزنم ولی به روم نیارید آخه این دل وا مونده من هنوز عاشق جونکوکه ولی الان مطمئن نیستم هنوز حسی بهم داشته باشه یا نه شاید الان داره با دخترای دیگه...)

جونگ هون: قبوله

هینا: جدی؟

جونگ هون: آره الان هم وسایلتو جمع کن میریم

هینا: اول هانیللل

جونگ هون: اعتماد نداری؟

نمیخواستم خشک و خالی بگم اینطوری حرص خوردنشو نمیدیدم و الانم زمان مناسبش نبود پس گفتم

هینا: نه فقط میخوام بیشتر کنار لارا بمونم

که لارا با یه سینی قهوه اومد بینمون و پذیرایی کرد و بعداز اوکی کردن و خوردن قهوه ها رفت. تو کونم عروسی بود که ول دادم بیرون و با لارا باهم آهنگ پلی کردیم و قر دادیم.

(یکم تو خماری بمونید دستم خسته شد دوتا پارت و همزمان الان نوشتم💖)
دیدگاه ها (۸)

#foodasmr

شب‌های غمگین بسیاری را گذراندیم،و همراه همان شب‌ها تبدیل به ...

عشق رمانتیک من ❤😎پارت ۶۵هانیل: گمشو جونگ هی: اون..اون نگاه چ...

#اسمرلب🍓🥂

عشق رمانتیک من❤️😎پارت ۶۱(برگشت به توی بار)هانیل: لارا هینا ر...

عشق رمانتیک من❤😎پارت ۶۳تق تق خدمتکار: خانوم لطفا زودتر تشریف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط