عزیزم دوستت دارم ولی با ترس و پنهانی

عزیزم دوستت دارم ولی با ترس و پنهانی
که پنهان کردنٍ یک عشق یعنی اوج ویرانی !

دلم رنج عجیبی می برد از دوریت ، اما
نجابت می کند مانند بانو های ایرانی ...

تحمل کردن این راز از من زن نمی سازد !
که روزی خسته خواهد شد دل از اندوه طولانی

غمت را می خورد هر شب دل نازک تر از شیشه
تو سنگی را نمی خواهی کنار شیشه بنشانی !!

مرا باور کنی ، شاید ، به راه عشق برگردم ...
نه از این دست باورهای مردم در مسلمانی!

" عزیزم دوستت دارم " ، غم این جمله را دیدی؟
تفاوت دارد این سیلاب با شب های بارانی ..
دیدگاه ها (۱۱)

.نمرود من! با دست هایت کوره می سازی؟در بین آغوشت مرا مستوره ...

کاش می شد در نمازم عشق را دعوت کنم ...کاش می شد بهتر از آن ب...

شده تا نیمه ی شب در بزنی ، وا نکنند؟ یا دری را شده با س...

فکر کن وقت تماشای تو باران بزندچک چک چتر تو در گوش خیابان بز...

🌱🍒دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌...

🍒🌱من از اقلیم بالایم سر عالم نمی‌دارمنه از آبم نه از خاکم سر...

قصه یک ماه عاشقیروزی که در میان هزاران چشم، فقط چشمان تو را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط