پارت جدید!💜علیسان*

پارت جدید!💜علیسان*
با صدای داد و بیداد های عصاب خرد کن لای پلکمو باز کردم اه کدوم خریه اول صبحی سرم میکشید اه جنس بنجل باز بخوردم دادع این اریا اوف بدنم کامل سست بودو سر گیجه داشتم معلومه زیاده روی کردم تو مشروب خوردن
کلافه بالشمو روی سرم فشار دادم
لعنتی این صداها چیه سرم داره میترکه اخ
عصبی بازدممو بیرون فرستادمو روی تخت نشستم
انقدر عصبی بودم که معلوم نبود چجوری میتونن قانعم کنن
انقدر سیگار کشیدع بودم دهنم تلخ تلخ و مزه زهرمار میداد گندش بزننبسمت روشویی رفتم و دست و صورتمو شستم موهامو به عقب حالت دادم ولی عجب چشام امروز قرمز و ترسناک شده بود بسمت پله ها رفتم و عصبی بچه هارو صدا زدم مردین لعنتی ها
سرم به طرز بدی تیر میکشید باعث میشد خیلی عصبی باشم
عصبیم بودم نمیتونستم تشخیص بدم صدای کیه و چی میگه
عه در چرا بازه؟؟
اوف چه خبره وایی با کف دست زدم ب پیشونیم این گیسو کمند فک کنم فرار کردهچموش اها خانم داره با بادیگاردا دست ب یقه میشه
اوه چه میزنتشون میدونم دیشب گند زدم ولی از قصد نبود اینوـخودم مطمئنم
اوففف داد زدم گفتم :چرا جیغ جیغ میکنی ؟
نیم نگاه عصبی و پر از نفرت حوالم کرد
کلافه دست کشیدم تو مرهام و کشیدمشون
موهاش بلند بود رنگ رنگ منو یادش مینداخت با اینکه چشای اون رنگی بود واسه این انگار اهن رباس ی چیزی داره نمیدون مظلومیت یا درد نمیفهمم ولی وقتی گریه میکنه همه معادلاتمو بهم میریزع بسمتشون قدم برداشتم
خیلی سعی داشت از بینشون رد بشه بره وقتیم موفق نمیشد لگد میپروند و گازو مرهاشونو میکشید
صحنه های جالبو خنده داری بود با سر ب کامران اشاره امدم که اسلحه رو از پشت کمرش بیرون اورد گرفت طرف کمند
خیلی میخاستم موشش کنم این کوچولورو
اولش شوکه چند قدم عقب امد ابرویی بالا انداختم و پوزخندی نشست رو لبم
بعد تو ی حرکت خیلی پرید جلو اسلحه رو گرفت گذاشت رو پقشونیش ن باوا
ن خشم امد جرعتشو عشقه از حرف خودم خندم گرف
داد زدو گفت ؛د بزن مرتیکه ب ز ن یالاااا
ن فک کنم دیوونه شده بود دقیق و با دقت نگاهشون میکردم که تو ی حرکت دست کامرانو پیچوند نمیدونم چیکار کرد ک جای اسلحه عوض شد و گرفت طرفش و با حالت تنفرو عصبی و گفت ؛ اکی ت نزن من میزنم !!!! کامران با اون بدن و هیکل بزرگش خم شده بود ای خاک بر سر مرد بودنت از ی دختر شکست خردن اونم از نوع کوچولوش بابا ایول این دخترع عالی بود ولی عصاب خرد کن و دروغگو
ماهانو کارلوس زود به کار کمند عکس العمل نشون دادن و اسلحه هاشونم گرفتن طرفشون اه دارن چیکار میکنن از پشت ب طرف کمند قدم برداشتم و از پشت ب طوری که انگار بغل کردمش اسلحه رو گرفتم ک جیغی کشیدو تیری ازش بیرون رف و با اصابتش ب شونه کارلوس عصبی اسلحه رو
دیدگاه ها (۱)

[پارت۳]کارلوس اسلحه رو گذاشت روی پیشونیه لونالونا ذوق مرگ شد...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:75باورم نمیشد....امکان نداشت....

پارت ۸

مافیای من

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰¹با دست گرمش دستم رو گرفته بود..مثل ا...

خب خبثلامامروز یه اتفاق خیلی عجیب افتاد از ماشین پیاده شدیم ...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۵🦋)✥(ویو لوین کاترین)خوابم نمیومد...حتی یه ذر...

قربون خنده هات🥺🤏ادامه...(پارت اخر)ن:ات اون مال خیلی وقتهات:م...

کپشن مهمه🎀💅🏿عروسک من😈🔞پارت دهم پیرمرده نگاه اخری به من و رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط