آمده ام حضرت عشقم

آمده ام حضرت عشقم
تا در بر خورشیدتنت در فراسوی آرام نگاهت ...
در زیر باران مهربانیت برکویر تنهایی هایم
باورم کن و مرا به مهمانی چشمانت ببر من امشب تا صبح فرصت دارم برای شعر کردن لمس تن ظریفت و قول داده ام که امشب را مثل شبهایی که نیستی
نخوابانم هوشیاریم را
و تمام پنجره ها را خواهم بست
چرا که دیگر انتظار بی معنیست وقتی تو با منی
و اگر چه صدایم می لرزد
از هیجان بودنت
ولی تا صبح برایت
غزلهای عاشقانه خواهم خواند
و تو را به نوازش دستهای زنانه ام دعوت خواهم کرد
تا مرا در تمام سالهایی که نیستم گرم به یاد آوری...
عشقم عاشقتم....
دیدگاه ها (۲)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

شهلا گرگانی شاعر کرمانشاهی

والپیر

ماه | moon

Blue | آبی

وقتی که دلتنگ میشمو همراه تنهایی میرمداغ دلم تازه میشه زمزمه...

عاشقانه

والپیپر

عاشقانه

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط