خسته ام ؛ اما بخواهی تکیه گاهت می شوم

خسته ام ؛ اما بخواهی تکیه گاهت می شوم
بین تنهایی آدم ها پناهت می شوم
یک شب از دنیا به عشقت دست ِ خود را می کشم
در هوای خانه ای تاریک ، ماهت می شوم
تا نگاهم می کنی ... از شوق ، می ریزد دلم
خیره در آئینه ی چشم سیاهت می شوم
با تو دنیا تیره و تاریک هم باشد خوش است
تو فقط عاشق بمان ؛ فانوس ِ راهت می شوم
گاه ابرم ، گاه باران ، گاه شیرین ، گاه تلخ
همدم حال و هوای گاه گاهت می شوم
بی تو مردن ، آخرین درد ِ من از این لحظه هاست
در کنار تو شبی از مرگ ، راحت می شوم
دیدگاه ها (۴)

خدای من.....به هرکس که می نگرم در شکایت است ،درحیرتم که لذت ...

مَردُم کیست؟به موجودی گفته میشه که از بدو تولد همراهیت میکنه...

می شود " زلزله ام " باشی و من " بم " بشوم کاش با دست تو از ر...

.بیادم میارن تو رو آدماسیا میکنن روزگار منوتوی زندگیت این هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط