هر شب

هر شب
شاممان را با هم می خوریم
یکی از لباس هایت
هنوز نرفته است...
دیدگاه ها (۲)

و تازه می فهمم که برف خستگی خداست آن قدر که حس می کنی پاک کن...

مرا دیوانه میخواهی ز خود بیگانه میخواهی مرا دیوانه چون مجنو...

کمی جلوتر بیا می خواهم از سوراخ پیشانی ات تاریخ را تماشا کنم...

چند کتاب شعر بردار عطر همیشگی ات را بزن و به کافه ای برو من...

✯✿اپدیت دویین بایلو🩷✨️"یکی هست که عجیب‌وغریب بودن‌هایت درک م...

آقا قسم می‌خوریم پای این پرچم بایستیم🇮🇷🖤

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط