کودکی سمت راننده ای که پشت چراغ قرمز بود آمد و گفت:آقا آق

کودکی سمت راننده ای که پشت چراغ قرمز بود آمد و گفت:آقا آقا چسب زخم نمیخواین ارزون می فروشما؟ مرد نگاهی به کودک انداخت و گفت تمام چسب زخمهایت را هم که بخرم نه زخمهای من خوب میشوند نه زخمهای تو..کودک نگاهی به مرد انداخت و گفت:پول نداری دیگه گوه فلسفی نخور
دیدگاه ها (۶)

مورد داشتیم غضنفر شبونه میرفته کولره بچه یتیما رو خاموش میکر...

آدمیست دیگر یه وقت هایی دلش میخواهد دست خودش را بگیرد ببرد ی...

مورد داشتیم دختره شب کنکور استرس داشته نه به خاطر کنکور برا ...

لطفا هر کسی ایرادی در من میبینه بهم بگه یا اگه کاری کردم که ...

🍷 شراب قرمزقسمت هفتم: خائنصدای قفل شدن در، داخل اتاق پیچید.ر...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

🍷 شراب قرمزقسمت نهم: پیامرینا چند بار پیام روی گوشی جونگکوک ...

ادامه سناریو اگه براشون روز مرد کادو بخریم : ران : ات : رااا...

P : 20

یک سگ زیادی ولگرد

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت اول«بعضی شب‌ها، شروعِ یک اتفاق‌...

نام=)سایه مافیا### پارت یازدهم: بازیِ مهارناپذیردر حالی که آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط