Part 10

ادامه پارت قبل


لینو: فقط کنجکاو شدم.
و همینجوری توی اتاق تمرین داشتین حرف میزدین. که یهو بنگ چان گفت
بنگ چان: خب دیگه پاشین بریم سر تمرین.
یورا: اره پاشین. از کار انداختمتون.
بنگ چان: میخوای بمونی ببینی؟
یورا: میتونم؟
چانگبین: البته.
یه نگاهی به ساعت انداختی. هنوز چند دقیقه ای وقت داشتی پس تصمیم گرفتی که بمونی.
یورا: باشه میمونم.
هیونجین: پس پسرا حواستون باشه تماشاچی داریم. باید همه توانمون رو بذاریم وسط.
ای آن: بزن بریم.
هان: لتس گو!
از انرژی زیادشون خنده‌ات گرفت. خیلی پسرهای باحالی‌ بودن پس دلت خواست بیشتر باهاشون آشنا بشی. مخصوصا با هیونجین. به‌نظرت خیلی پسر خوبی بود و خیلی هم…
یک لحظه به خودت اومدی.
یورا:(توی ذهنش) این چه چیزاییه که من دارم میگم. فکر کنم دارم عقلم رو از دست میدم.
که یهو با صدای موسیقی از دنیای افکارت اومدی بیرون.
دیدگاه ها (۰)

☆چند پارتی☆☆پارت: ۰۲☆☆وقتی دخترتون.....☆+ه...هیون.....ه...هی...

#سناریوموقعیت👑: وقتی یه پسر بهمون میگه یه شبو با هم داشته با...

آپدیت یوتیوب @.OfficialEpikHighتوکات از گروه Epik High در آخ...

استی: آخرین خواهشم از بنگ چان، لطفاً، به خاطر سلامت روان جفت...

#تک‌پارتی_چان🐺توضیح🐺چان یه پسر از دانشگاه بود که کنار تو روی...

Love in the Realm of Shadows. Part 2- نمیتونم ....- خانم دکت...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 30چند ماه بعد...جنگ رسماً پایان ...

پارت 1 رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀ویو نویسنده: ات یک بچه یتیمی بود ...

#سناریوموقعیت🎀: وقتی اومدن خاستگاری■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■...

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart:3#انتخاب_امنماشین با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط