ادامه پارت قبل
ادامه پارت قبل
نیم ساعتی گذشت نفس های نظرم یه سول خبر از این میداد که خوابیده سکوت بود تا اینکه درب اتاق با شتاب باز شد و پرسنل وارده اتاق شد
جونگ کوک تند دستشو به نشانه ساکت روی دهانش گذاشت
خیلی آروم سر یه سول را روی بالشت گذاشت و دستش را از روی بازویش برداشت با آرامش از تخت بلند شد و پتو را رویش کشید روبه پرسنل کرد خانم با لحن پایین گفت : میشه بیایید بیرون
جونگ کوک آرام جواب داد : باشه شما بیرون منتظر باشید
پرنیا از اتاق خارج شد و جونگ کوک سمته زنش چرخید خم شد و بوسه ای آرامی روی شقیقه اش گذاشت حرکت بسیار محبت آمیز و به معنای اینکه به فکره اوست....
پتو را تا گردنش کشید و اتاق را ترک گفت پرسنل وحشت زده با لهجه انگلیسی نجوا کرد : آقا جئون آقای پارک حالشون بد شده همین الان بردنش بیمارستان....
......
نیم ساعتی گذشت نفس های نظرم یه سول خبر از این میداد که خوابیده سکوت بود تا اینکه درب اتاق با شتاب باز شد و پرسنل وارده اتاق شد
جونگ کوک تند دستشو به نشانه ساکت روی دهانش گذاشت
خیلی آروم سر یه سول را روی بالشت گذاشت و دستش را از روی بازویش برداشت با آرامش از تخت بلند شد و پتو را رویش کشید روبه پرسنل کرد خانم با لحن پایین گفت : میشه بیایید بیرون
جونگ کوک آرام جواب داد : باشه شما بیرون منتظر باشید
پرنیا از اتاق خارج شد و جونگ کوک سمته زنش چرخید خم شد و بوسه ای آرامی روی شقیقه اش گذاشت حرکت بسیار محبت آمیز و به معنای اینکه به فکره اوست....
پتو را تا گردنش کشید و اتاق را ترک گفت پرسنل وحشت زده با لهجه انگلیسی نجوا کرد : آقا جئون آقای پارک حالشون بد شده همین الان بردنش بیمارستان....
......
- ۵۰۹
- ۰۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط