چشمهايت را می‌بوسم؛

چشمهايت را می‌بوسم؛
مى‌‌دانم هيچ كس
هيچ‌گاه در هيچ لحظه‌اى از آفرينش،
آنچه را كه من
در گرگ و ميش نگاه تو ديدم
نخواهد ديد...
دیدگاه ها (۶)

در این خانهکمی از تو برایم جا مانده است.کمدی که لباس‌هایت را...

دستم را که میگیری …نبض دلتنگی به شماره می افتد! نگاهم که می ...

فراموش ڪردن ڪسے کہ دوستش دارۍ،مثل بخاطـر آوردن ڪسے استڪه هرگ...

من درباره تو به آن‌ها نگفته‌اماما تو را دیده‌اند که در چشمان...

لحظه گرگ و میش

شب‌ها که دلتنگی‌ام به اوج می‌رسد، سرم را رو به آسمان می‌گیرم...

عزیزِ من…اَمـــروز #طُ را دیـــدم… و دُنیــا یـکـی شـــد.همـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط