بعدِ بوسیدنت ای عشق چه بی تاب شدم

بعدِ بوسیدنت ای عشق چه بی تاب شدم
پیشِ چشمانِ تو از شَرم و حیا آب شدم

چشم بستم که نبینم رخِ زیبای تو را
آنچنان رفته ام از دست که نایاب شدم

آمدی دل ببری از من و تنهایی من
خوابِ چشمانِ مرا بردی و بد خواب شدم

فکر می کردم از احساسِ دلم باخبری
من در این دهکده از عشقِ تو ارباب شدم

مدتی هست که بیداری شب باب شده
بی تو هر لحظه در این میکده سیراب شدم

شده دلبسته ی من هر که مرا میبیند
پدر عشق بسوزد که چنین ناب شدم

مثلِ دریایی و هر کس ز لبَت می گوید
در خیالات خودم ماندم و مرداب شدم
دیدگاه ها (۱)

#عکس.نوشته#عاشقانه

در من دختریست که حالش خوب استخیلی هم خوب استمدام به جلوی آین...

آنگاه بود که فهمیدم بعد از سال ها فهمیدم که رویایی در بیداری...

به چشمانش نگاه کردم گریه بود  ولی غرورش باعث میشد  پنهان کند...

پارت ۵ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط