مارا چه به مسروری؟

مارا چه به مسروری؟
ما در غم خود
نعره مستانه زدیم ...........
دیدگاه ها (۲)

به دور ریخت شبی قرص های خوابی راکه رفته رفته بر این درد بی ا...

و من همیشه می‌خوردم به دری که بسته بود، یا می‌رسیدم به جمعیّ...

جایی درونمجایی کهنه در مناز انتظار زیادزخمی‌ست و بند نمی‌آید...

حرف بزنمی‌خواهم صدایت را بشنومتو باغبان صدایت بودی ............

آواره‌تـرازبـٰاد‌بہ‌دنبـٰال ِشماییـم ،مارا‌غم ِدلتنگۍٺـٰان‌ڪ...

و درد به مویرگ هایمان رسیده بود اما هنوز لبخند می‌زدیم!💔دختر...

نعره ام بکشی ساکتم من..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط