تا بی‌نهایت

تا بی‌نهایت
تا آنسوی حیات
گسترده بود او
دیدم که در وزیدن دستانش
جسمیت وجودم تحلیل می‌رود.

#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

«درست است بعضی روزها نمی‌گذرد؛نمی‌گذرد ؛ مثل یادت…» #علی_اشر...

«برای آنکه کسی باشم که بودم، می‌بایست آنگونه عاشقت بودم که ب...

ما را نیز لبخندی خواهد بودشاید در راه است شاید لحظه‌ای یادش ...

هیچ کس نخواهد فهمیددر زندگی هر آدمی؛یک نفر هستکه دوست داشتنی...

من از نهایت شب حرف می زنممن از نهایت تاریکیو از نهایت شب حرف...

تحلیل سیاسی و عاقلانه جوانان

بند بند وجودم سوخت اما هنوز خاکستر نشدم از جهان پنهان عشق کی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط