آغوش من فقط اندازه ی تو جا دارد و بس

آغوش من فقط اندازه ی تو جا دارد و بس
دوست داشتنت در تک تک رگ های
بدنم مثل خون جاریست
خواستنت همه پوست و استخوانم شده
من بلد نیستم دوستت نداشته باشم
بلد نیستم حرف دلم را بهت نگم
حتی بلد نیستم نخندم وقتی باهاتم
حتی بلد نیستم دیونه ت نشم
وقتی با چشمات دلبری میکنی
من هیچ کاری بلد نیستم
جز دوست داشتن تو
دیدگاه ها (۲)

دورتر هـــم بـروے من بـه " تـو " می اندیشم از تماشـــای ســ...

...زندگی ست دیگر...همیشه که همه رنگ‌هایش جور نیست ،همه سازها...

سیـر میشـوم...از دنیـایی که بینِ مـن و تـو مـرز گذاشـتهاین ف...

گیت منش:-(

مامان ا. ت : ا. ت نگفته بودی که دوست پسر داری ولی پسر خوشگلی...

چانگبینبعضی موقع ها فکر می‌کنم عشق همون لحظه‌ای هست که تو نف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط