سناریو:

سناریو:
وقتی بچتون میگه: بابا چرا نصفه شب صدای جیغ مامان میومد؟

نامجون: عااام خب من و مامانت داشتیم بازی میکردیم و مامانت باخت و جیغ زد
&میشه دفعه بعد منم بیام بازی؟
نامی: نه

جین: صدای مامانت نصفه شب میومد؟
تو چرا اونموقع بیدار بودی ها؟

شوگا: بیبی مطمئنی میخوای بفهمی چرا مامانت دیشب جیغ میزد؟ (با پوزخند
ا/ت: یاااااا یونگییییییی

جیهوپ: *مضطرب میشه*
من که چیزی نشنیدم

جیمین: ا/تتتتتتتتتت! بیا اینجا به این توله‌ات جواب بده

تهیونگ: من داشتم مامانت رو ماساژ میدادم چون روز سختی داشت
&منم ماساژ میدی؟
ته: نه این ماساژ مخصوص بزرگاست

جونگ‌کوک: هیچی فضول کوچولو
دیشب مامانت شیطون شده بود منم تنبیهش کردم
&یعنی مامانمو زدی؟ خیلی بدجنسی(با بغض
ا/ت: همینو میخواستی؟ ( پوکر فیس
کوک: عه وا ببین پی دی نیم جون زنگ زده
باید برم الفراررررر
ا/ت: جئون‌ جونگ‌کوککککککککک

#سناریو
دیدگاه ها (۰)

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

تکپارتی جونگ کوک

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد نور آفتاب از ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط