آرامم !

آرامم !

دارم به‌ خیــالِ تـُـو راه مـی‌روم
به‌ حـالِ تـُـو قَدم مـی‌زنم .. آرامم ! 
دارم بــرایِ تـُـو چـای مـی‌ریـزم ، کم رنگ وُ استکـان بــاریک
پـُر رنگ وُ شکسته قلم .. آرامم ! 
دارم بـرایِ تــُو خـواب می‌بینم
خوابـی خوب ، خوابـی خوش ، خوابـی پـُر از چشم‌هـایِ قشنگِ تـُـو !
صدایِ جـانم گفتنِ تـُـو وُ بـرایِ تــُو مُردنِ ، من !
آرامم ، 
بـ ه‌ خوابــی پــر از خیلـی دوستت دارم !
پـُر از کجـا بودی ؟
پـُر از سلام ، دلـم بـرایِ تــُو تنگ شده است .. دارم بـرایِ تُــو خواب می‌بینم .. آرامم ! 
کنــارِ تـُـو حرف می‌زنم ، چـای می‌ریـزم
تنَ‌ت را بــو می‌کنم وُ لبت را می‌بــوسم 
دستت را می‌گیـرم و به‌سمتِ پـاییز قدم می‌زنم وُ
دل، به‌ دریــا می‌زنم .. وَ به تـُو سلام می‌کنـم
سلام علاقه‌یِ خوبـم ، علاقه‌ جـانِ من ، آرامم .. می‌دانـی ؛
من سـال‌هـاست به دوست داشتن ِ تـُـو آرامم .
N.H
دیدگاه ها (۲)

تو ڪہ چشمان تو با هرڪہ بہ جز من بد نیستتــو ڪہ در آخــر هر ج...

عکس دیگری از غواصان اسیر شده به دست عراقی های ملعون مرگ بر ع...

وقتی ورای پیرهنت دوست دارمتیعنی نیاز من به تو از حد گذشته اس...

تماشای پستای قبلی و از دست ندید...ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺩﻟﻢ ﭼﻪ ﻣﯿﮑ...

فن فیک جوجوتسوپارت جدید... نمیدونم پارت چندهاز دید نویسندهخب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط