رمان:
رمان:
#part1
ویو یونا:راستش بعد اسباب کشی یکم خوشحال ترم تو مدرسه قبلیم برام قلدری می کردن دیگه تحمل نداشتم که بلآخره اسباب کشی کردیم به مامان چیزی نگفتم
مامان یونا : ساعت هفتو نیمه احمققق پاشو مدرستتت
یونا. :مامانننن چیهههه
مامان یونا : سره من داد میزی عوضی
یونا : مامان ببخشید تروخدا نیوفت دنبالم نازه بیدار شدم
مامان یونا(دیگه حوصله ندارم یونا رو بزارم تهش از این به بعد مامانش میشه)باشه پاشو غذا بخورم
یونا: چشم( خیلی اروم )
ویو یونا : بعد غذا و پوشیدن یونیفرم مدرسم و رفتن به مدرسه یهو
یونا یهو میخوره به یکی که آینش میشکنه
یونا: وای ترو خدا ببخشید حواسم نبود
ویو یو نا: خاک تو سرم نکنه برام قلدری بکنن چرا عصبین
آلیا : عوضی چرا جلو چشماتو نگاه نمیکنی ها
بگیرین ببرینش تو کلاسه (یه کلاس خالی)
یونا : من که معذرت خواهی کردم
لیا: خفشو
یونا:...
آلیا: میخوام امروز ادبت کنم که از این به بعد حواست باشه فهمیدی
آلیا رو به دوتا دوستاش میکنه و به زمین اشاره میکنه که یوهو لیا و کارا هلش میدن رو زمین و با لگد چند بار میزنن بهش
چندقیقه بعد:
آلیا میره جلو چونه یونا رو میگیره و چند بار محکم میکوبه تو گوشش هر بار محکم تر
آلیا:گفتم..به...حرفم...گوش..بده..گفتم یا نگفتم(نقطه ها یعنی کوبیده تو گوشش)
یونا:ب.ب.بخشید
آلیا: گفتم تکون نخور تا راحت تر کتک بخوری
قشیییییژ (صدای قیر قیر در)
آلیا:کیه
آلیا : زود باشین بلندش کنین(اروم به دوستاش میگه)
.....
ادامه دارد...
#part1
ویو یونا:راستش بعد اسباب کشی یکم خوشحال ترم تو مدرسه قبلیم برام قلدری می کردن دیگه تحمل نداشتم که بلآخره اسباب کشی کردیم به مامان چیزی نگفتم
مامان یونا : ساعت هفتو نیمه احمققق پاشو مدرستتت
یونا. :مامانننن چیهههه
مامان یونا : سره من داد میزی عوضی
یونا : مامان ببخشید تروخدا نیوفت دنبالم نازه بیدار شدم
مامان یونا(دیگه حوصله ندارم یونا رو بزارم تهش از این به بعد مامانش میشه)باشه پاشو غذا بخورم
یونا: چشم( خیلی اروم )
ویو یونا : بعد غذا و پوشیدن یونیفرم مدرسم و رفتن به مدرسه یهو
یونا یهو میخوره به یکی که آینش میشکنه
یونا: وای ترو خدا ببخشید حواسم نبود
ویو یو نا: خاک تو سرم نکنه برام قلدری بکنن چرا عصبین
آلیا : عوضی چرا جلو چشماتو نگاه نمیکنی ها
بگیرین ببرینش تو کلاسه (یه کلاس خالی)
یونا : من که معذرت خواهی کردم
لیا: خفشو
یونا:...
آلیا: میخوام امروز ادبت کنم که از این به بعد حواست باشه فهمیدی
آلیا رو به دوتا دوستاش میکنه و به زمین اشاره میکنه که یوهو لیا و کارا هلش میدن رو زمین و با لگد چند بار میزنن بهش
چندقیقه بعد:
آلیا میره جلو چونه یونا رو میگیره و چند بار محکم میکوبه تو گوشش هر بار محکم تر
آلیا:گفتم..به...حرفم...گوش..بده..گفتم یا نگفتم(نقطه ها یعنی کوبیده تو گوشش)
یونا:ب.ب.بخشید
آلیا: گفتم تکون نخور تا راحت تر کتک بخوری
قشیییییژ (صدای قیر قیر در)
آلیا:کیه
آلیا : زود باشین بلندش کنین(اروم به دوستاش میگه)
.....
ادامه دارد...
- ۹۸
- ۰۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط